![]() |
![]() |
|
| رادیکال.... شعر |
|
تو رفتی و گفتی که گلم قسمت بود این حادثه تلخ است ولی حکمت بود اما خودمانیم بدک هم نشده یک وقت نیایی همه اش نکبت بود ا خرداد۸۸ |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هجدهم خرداد 1388ساعت 14:14 توسط یاسر نادری |
|
|
تکرار می کنم که دوباره یک شعر تکراریست
شعری که حاوی من و تو و لحظه های بیکاریست دستم فشار میدهد به قلم . قلم به دفتر شعرم مغزم پکید و باز هم نوشته ام از عشق عاریست تقصیر من نیست عزیزم اگر غزل بد است اینجا آغاز جنگ جهانی هیچم و مرگ و بیماریست جنگی که با دروغ و ....................... ........................................... .......................................... .............................اگر چه تکراریست شهریور ۸۷ |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نوزدهم شهریور 1387ساعت 22:59 توسط یاسر نادری |
|
مدتی طولانیست که صدای تق تقی دخترکانه از لب کوچه ی ما حرف نزد کوچه انگار که با من سر دعوا دارد به گمانم قدمم سنگین بود من به این رهگذران سخت حسادت دارم مشکلی نیست ولی دل من ساده تر از این گله هاست من فقط غمگینم که چرا کوچه ی ما . مثل یک دفتر نقاشی نو خالی شد و کسی حتی یک جای پای دختری تنها را . با مدادی قرمز . روی برگش ننوشت من فقط غمگینم که چرا رهگذری دیگر نیست من فقط غمگینم دی۸۶ |
|
+ نوشته شده در
شنبه پانزدهم دی 1386ساعت 2:12 توسط یاسر نادری |
|
يك شب هوس مست شدن كار مرا ساخت
اصرار به يك دست شدن كار مرا ساخت
من مست شنيدم ۱۱۰ گفت بايست
اه.... وارد بنبست شدن كار مرا ساخت
باردیبهشت ۸۶ |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386ساعت 1:54 توسط یاسر نادری |
|
دختر الکی دچار زشتی شده ای اما چه عحیب است بهشتی شده ای هی با پسر نوح پریدی عوضش با هر کلکی سوار کشتی شده ای ف فروردین۸۶
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیستم فروردین 1386ساعت 5:17 توسط یاسر نادری |
|
|
بي خبر ريخت و عجب آب سردي... رفت
براي هميشه خداحافظ....؟ دلم گرفت....
نه نگو چرا نگو كم آورد
نگو نگو نمي داني...... که مرد شیشه ای خیال ها....با چه دردی رفت
اسفند۸۵
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1385ساعت 3:19 توسط یاسر نادری |
|
|
هی گریه نکن توبد زباني كردي .....انگار كه با خدا تباني كردي يك چيز بگويم به شما شك كردم دیگر خفه شو مرا رواني كردي
ب آذر۸۵ |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و دوم آذر 1385ساعت 0:0 توسط یاسر نادری |
|
نا محرمی اما چه نگاهی کردی چشمک زدی و عجب گناهی کردی دیگر در خانه ی شما افتااااادم بیچاره شدی چه اشتباهی کردی آبان ۸۵ |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و پنجم آبان 1385ساعت 23:49 توسط یاسر نادری |
|
|
دارم به شما نمیرسم خانم جان
حالا که کمی شبیه فردا هستی یک قطره ی اشک خشکیده فدات افسوس ولی به شکل دریا هستی شهریور ۸۵ |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و یکم شهریور 1385ساعت 11:0 توسط یاسر نادری |
|
|
تو رفته ای و خانه چه خالی شده است خالی که شده هیچ خیالی شده شده است گیتار وشب و شعر و عرق ... چت... سیگار گیجت نکنم زندگی عالی شده است |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نهم مرداد 1385ساعت 3:43 توسط یاسر نادری |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
نویسنده یاسر نادری دانشجوی به قول حالائیها.جامعه شناسی مدرس موسیقینوازنده ی گیتار و نی.هنرجوی سه تار و تنبور و...
|
| نوشته های پیشین |
|
هفته سوم خرداد 1388 شهریور 1387 دی 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 آذر 1385 آبان 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 |
| تماس با نویسنده |
|
09139865471 |
| پیوندها |
|
عادل حیدری سید مهدی موسوی علی اخگر حبیب امامی رضا پارسا جواد محمدی محمد حسین زاده جليل صفر بيگي خط سوم.. |
|
RSS
|