![]() |
![]() |
|
| رادیکال.... شعر |
|
بايد امشب بروم مهماني شب ترشيده عروسي كرده بعد اين هزار و يك شب ماتم دعوتم من به غمي طولاني تن من حجله ي شب خواهد بود خون دل بر تن من خواهد ريخت و صداي نفس تازه عروس درد دل . با لب من مي آميخت راستي اين شب بي پرده كجا خون دل داشت كه بر من ريزد؟ لغزش اين تن فرسوده ي مست غير من بر كه هوس مي ريزد؟ واااااااي داماد منم فهميدم پس هزارو دو شب اينجا گيرم |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1385/01/28ساعت 22:6 توسط یاسر نادری |
|
|
شانه هايت را فشردن . خواستي گفتم به چشم بر سر هر كوچه مارا كاشتي گفتم به چشم گفتي از پیشم نرو روزی اگر تركم كني لعنتي كار خودت را ساختي گفتم به چشم گفتي از من بوسه بردار ولبم آتش بزن شهوت خود را چرا انباشتي گفتم به چشم معدن قلبت به رويم ريخت یک شب گم شدم زیر آوار تنت انداختي گفتم به چشم هر چه دزدیدی دراین بازی دل از من پیشکش بخت برگشته خودت را باختي گفتم . به چشم ی فروردین ۸۵
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 1385/01/11ساعت 18:49 توسط یاسر نادری |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
نویسنده یاسر نادری دانشجوی به قول حالائیها.جامعه شناسی مدرس موسیقینوازنده ی گیتار و نی.هنرجوی سه تار و تنبور و...
|
| نوشته های پیشین |
|
خرداد 1388 شهریور 1387 دی 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 آذر 1385 آبان 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 |
| تماس با نویسنده |
|
09139865471 |
| پیوندها |
|
عادل حیدری سید مهدی موسوی انجمن ادبی ققنوس پـساغــزل4 باستان از بیستون جواد محمدی محمد حسین زاده جليل صفر بيگي |
|
RSS
|